گیسو

به نام دوست دار زیبایی ... به نام آنکه چهار فصل از اوست همه هستی و نیستیم دست اوست

 

عکس پاییز

 

پاییز زیبا و عروس فصل هاست

برگ ریزان درخت و خواب ناز غنچه هاست

خش خش برگ و نسیم باد را بی انتهاست

هرچه خواهی آرزو کن ُ فصل  فصل قصه هاست . . .

نوشته شده در چهارشنبه 1393/07/09ساعت 10:57 توسط گیسو|

مادرم روحش به ملکوت اعلا پیوست،

مادرم روحت شاد،

برای شادی روح همه ی مادران عزیز و همچنین مادر عزیز من یک صلوات بفرستید,از همه ی شما تشکر میکنم

نوشته شده در دوشنبه 1393/09/03ساعت 23:41 توسط گیسو|

مادرم ای بهتر از فصل بهار

مادرم روشن تر از هر چشمه سار

مادرم ای عطر ناب زندگی

مادرم ای شعله ی بخشندگی

مادرم ای حوری هفت آسمان

مادرم ای نام خوب و جاودان

مادرم ای حس خوب عاشقی

مادرم خوشتر ز عطر رازقی

مادرم ای مایه ی آرامشم

مادرم ای واژه ی آسایشم

مادرم ای جاودان در قلب من

مادرم ای صاحب این جسم و تن

مادرم می خواهمت تا فصل دور

مادرم پاینده باشی پر غرور

نوشته شده در چهارشنبه 1393/07/09ساعت 0:36 توسط گیسو|

سلام دوستای گلم ببخشید که نبودم و نتونستم جواب کامنتاتون رو

بدم .الان هم توسط گوشی براتون پیام میذارم.بدلیل بیماری مادرم و درگیر

در بیمارستان ٬نتونستم خدمت شما باشم از همه ی شما دوستان خوبم

عاجزانه خواهش دارم که برای سلامتی وشفای همه ی بیماران و مادر من

دعا کنید و صلواتی بفرستید .

نوشته شده در شنبه 1393/06/01ساعت 17:14 توسط گیسو|

 

 

عید است و دلم خانه ویرانه، بیا

این خانه تکاندیم ز بیگانه، بیا

یک ماه تمام مهیمانت بودیم

یک روز به مهمانی این خانه بیا

عید سعید فطر مبارک

یا مهدی ادرکنی

 

نوشته شده در دوشنبه 1393/05/06ساعت 18:53 توسط گیسو|

عکس های عاشقانه و رمانتیک (41)

 

قطره تویی ،  بحر تویی ،  لطف تویی ،  قهر تویی ، قند تویی ،   زهر تویی ،  بیش میازار  مرا  !!!

نوشته شده در دوشنبه 1393/05/06ساعت 17:58 توسط گیسو|

پیرمرد از صدای خر و پف پیر زن هر شب شکایت داشت !

پیر زن هرگز نمی پذیرفت ...

شبی پیر مرد آن صدا را ضبط کرد که صبح حرفش را ثابت کند ...

اما صبح پیر زن دیگر هرگز بیدار نشد ...

و آن صدای ضبط شده لا لایی هر شب پیر مرد شـــد

آری دوستان مواظب باشیم برای دوست داشتن دیر نشود!!!

نوشته شده در یکشنبه 1393/05/05ساعت 3:11 توسط گیسو|

گر چه چشمان تو جز در پی زیبایی نیست

دل بکن! آینه این قدر تماشایی نیست

حاصل خیره در آیینه شدن ها آیا

دو برابر شدن غصه ی تنهایی نیست؟!

بی سبب تا لب دریا مکشان قایق را

قایق ات را بشکن! روح تو دریایی نیست

آه در آینه تنها کدرت خواهد کرد

آه! دیگر دمت ای دوست مسیحایی نیست

آنکه یک عمر به شوق تو در این کوچه نشست

حال وقتی به لب پنجره می آیی نیست

خواستم با غم عشقش بنویسم شعری

گفت: هر خواستنی عین توانایی نیست

"فاضل نظری"

نوشته شده در چهارشنبه 1393/05/01ساعت 15:44 توسط گیسو|

داستان
داستانک : زمانی که من بچه بودم ، مادرم علاقه داشت گهگاهی غذای ساده صبحانه را برای شب هم آماده کند . یک شب را خوب یادم مانده که مادرم پس از گذراندن یک روز سخت و طولانی در سر کار، شام ساده ای مانند صبحانه تهیه کرده بود . آن شب پس از زمان زیادی ، مادرم بشقاب شام را با تخم مرغ ، سوسیس و بیسکویت های بسیار سوخته ، جلوی پدرم گذاشت . یادم می آید منتظر شدم ببینم آیا او هم متوجه سوختگی بیسکویتها شده است ؟!
در آن وقت ، همه ی کاری که پدرم انجام داد این بود که دستش را به طرف بیسکویت دراز کرد ، لبخندی به مادرم زد و از من پرسید که روزم در مدرسه چطور بود . خاطرم نیست که آن شب چه جوابی به پدرم  دادم ، اما کاملاً یادم هست که او را تماشا میکردم که داشت کره و ژله روی آن بیسکویتهای سوخته می مالید و لقمه لقمه آنها را می خورد .
یادم هست آن شب وقتی از سر میز غذا بلند شدم ، شنیدم مادرم بابت سوختگی بیسکویت ها از پدرم عذرخواهی می کرد ...
و هرگز جواب پدرم را فراموش نخواهم کرد که گفت: اوه عزیزم ، من عاشق بیسکویتهای خیلی برشته هستم .
همان شب ، کمی بعد که رفتم پدرم را برای شب بخیر ببوسم ، از او پرسیدم که آیا واقعاً دوست داشت که بیسکویتهاش سوخته باشد؟
او مرا در آغوش کشید وگفت : مادر تو امروز روز سختی را در سرکار گذرانده و خیلی خسته است . بعلاوه، بیسکویت کمی سوخته هرگز کسی را نمی کشد!
نوشته شده در چهارشنبه 1393/05/01ساعت 2:20 توسط گیسو|

خدایـــــــا          

مُصیبتـــی ســـت کـــه آزارم میدهــــــد ؛

دختـــــرانِ هَـــــرزه امـــــروز ،

 مــــــــادران فــــــرداینـــــــد ...

چگونــــــه بهشــــت را زیــــر پایــشـان میگــــذاری ؟؟؟

 


 

نوشته شده در چهارشنبه 1393/05/01ساعت 2:18 توسط گیسو|

 
 
آری آغاز دوست داشتن است
 
گرچه پایان راه ناپیداست
 
من به پایان دگر نیندیشم
 
که همین دوست داشتن زیباست!!!
نوشته شده در یکشنبه 1393/04/29ساعت 23:51 توسط گیسو|

این شب ها بهترین زمان برای تولدی دوباره است

خدایا وقتی به گناهانم فکر می کنم دلم می گیرد.

وقتی به بلاها فکر می کنم دلم می گیرد.

وقتی به زندگیم فکر می کنم دلم می گیرد .

وقتی به خطاهایم فکر می کنم دلم می گیرد .

وقتی به سخنان گزافه ام فکر می کنم دلم می گیرد .

وفتی به سیرت گناه آلودم فکر می کنم دلم می گیرد .

وقتی به خیانت هایی که در حق خودم روا داشتم فکز می کنم دلم می گیرد.

و در مقابل

وقتی به عظمتت فکر می کنم آرامش می گیرم .

وقتی به رحمانیتت فکر می کنم آرامش می گیرم .

وقتی به فضلت فکر می کنم آرامش می گیرم .

وقتی به ستاریتت فکر می کنم آرامش می یابم .

وقتی به مغفرتت فکر می کنم احساس تولد دوباره می کنم.

نوشته شده در چهارشنبه 1393/04/25ساعت 16:40 توسط گیسو|

 

این چندمین تولد توست؟

و چندمین انبساط مجدد کائنات؟

این چندمین بارخلقت است؟

و چندمین انفجار سکوت؟

چندمین لبخند آفرینش؟

خورشید را چندمین بار است که میبینی؟

و پروانه ساعتها چندمین بار است که میچرخد؟

و ثانیه چندمین بار است که به احترام تو برمیخیزد؟

چندمین بار است که مجدداً نفس میکشی؟

چندمین دم!؟

چندمین آن!؟

آه که تو چقدر خوشبختی!

و جهان چه پرغوغاست

که بینهایتمین تولد تو را جشن میگیرد . . .

 شکلک های متحرک تولدت مبارک زیبا

برای چندمین بار، به اندازه ی یک سال! بزرگترشده ام!!!!

تنها تکراری ای که از تکراری بودنش خوشحالیم همین سال روز تولد است .

نمیدانم این یک سال بزرگتر شدن از عمرمان کم میشود ویا به عمرمان اضافه

میشود!!!

نوشته شده در شنبه 1393/04/21ساعت 15:21 توسط گیسو|

سوزاندم خاطراتت را..

دودش چشمهایم راسوزاند…

حالا خاطرات سوخته به کنار..

میان شعله هایش اولین کاغذی که سوخت

دست نوشته های تو بود…

خواستم بردارم که دستم سوخت..

میبینی دوباره خاطره شدی…

نوشته شده در یکشنبه 1393/04/15ساعت 17:0 توسط گیسو|

عشق

راهی‌ست برای بازگشت به خانه

بعد از کار

بعد از جنگ

بعد از زندان

بعد از سفر

بعد از …

من فکر می‌کنم

فقط عشق می‌تواند

پایان رنج‌ها باشد

به همین خاطر

همیشه آوازهای عاشقانه می‌خوانم

من همان سربازم

که در وسط میدان جنگ

محبوبش را فراموش نکرده است.

 "رسول یونان"

نوشته شده در یکشنبه 1393/04/15ساعت 12:19 توسط گیسو|

تنهایی آرامگاه جاوید من است،

و درد و سکوت،همنشین تنهایی من!

به پریشانی یک آرزوی آشفته

چه می دانم چگونه ؟

از تنهایی اتاق گریختم...

عشقی فراتر از انسان و فروتر از خدا نیز هست...

و آن دوست داشتن است.


"دکتر علی شریعتی"

نوشته شده در پنجشنبه 1393/04/12ساعت 13:26 توسط گیسو|

کاش می شد درزمان عاشقی

 عشق را درهرکجا فریاد زد

کاش می شد درشمارلحظه ها

 عشق بی قید و قفس را یاد کرد

 در حضورگرم و پرشوردو دست

 لذت باهم شدن را یاد کرد

 کاش می شد درکناریکدگر

 ازحصاراین مکان آزاد شد

 درکنارجاده های بی کسی

 لحظه ها را یک به یک احساس کرد

 کاش می شد دردل مرداب غم

 شادی یک دل شدن را داد زد

 بردرو دیوارهای قلبمان

 عکس عشقی جاودان را قاب کرد

نوشته شده در یکشنبه 1393/04/08ساعت 18:19 توسط گیسو|

آن زمان که خط خطی های بی‌قراری ام را با مهر و محبّتت پاک می‌کردی

و با صبر و بردباری کلمه‌ به کلمه ی زندگی را به من دیکته می‌گفتی

خوب به خاطرم مانده است.

و من باز فراموش می‌کردم محبت تشدید دارد !!!

نوشته شده در یکشنبه 1393/04/08ساعت 17:51 توسط گیسو|

پیامک(اس ام اس)درباره ماه مبارک رمضانwww.khoshmanzar.blogfa.com

بهر ايام دگر چون افسر است
ماه گشتن ، سير كردن در وجود
با تعبد ، با تهجد ، با سجود
روزه يعني نفس خود پاك كن
قلب ابليس درونت چاك كن
را ه پرواز است سوي آسمان
ماه گرديدن بسان عاشقان
روزه هنگام سوال است و دعا
پر زدن با بال همت تا خدا
شهر يكرنگي و بي آلايشي
ماه تقصير و گنه فرسايشي
عاشقان معشوق خود پيدا كنند
تا سحر در گوش او نجوا كنند
درد خود گويند با درمان خويش
با طبيب و يا انيس جان خويش
فاش راز و گفته هاي خود كنند
ذكر سر و غصه هاي خود كنند
روزه رسوا كردن شيطان دون
پاك گشتن چون شهيد غرقه خون
فصل پاكي درون ما بود
نا اميد از دام انسان مي شود

ماه مبارک رمضان بردوستان مبارک

(التماس دعا)

 

نوشته شده در شنبه 1393/04/07ساعت 12:56 توسط گیسو|

ما ، غصه هایمان را شمردیم و به خواب رفتیم

باید هم کابوس می دیدیم !

رسول یونان

نوشته شده در چهارشنبه 1393/04/04ساعت 20:18 توسط گیسو

همه ی محبتت را به پای دوست بریز

 نه همه ی اعتمادت را    

امام علی(ع) )

نوشته شده در یکشنبه 1393/04/01ساعت 12:24 توسط گیسو|

این رسمش نبود ...

گاهی صورت پدر و مادرت را تبدیل به دفتر نقاشی ات میکنی ...

با مداد چین و چروک ، صورتشان را خط می اندازی ...

چشم که باز میکنی ، میفهمی که هیچ پاک کنی نیست که آنها را پاک کند ...

این رسمش نبود که عشق بی حد آنها را اینگونه پاسخ دهی ...

 

نوشته شده در یکشنبه 1393/04/01ساعت 12:19 توسط گیسو|

حواست کجاست ؟؟؟

دستانشان را دیده ای ؟

 همان دستانی که روزی تو را نوازش می کرد ،

حالا تبدیل به دفتر خط خطی های تو شده است ...

این رسمش نبود ...

 

نوشته شده در یکشنبه 1393/04/01ساعت 12:6 توسط گیسو|

 

(چه بد گردنبندی است گردنبند گناه برای مومن... امام علی(ع))

[تصویر:  pixnama_com_dfb4e7751564061631aea3fff558...QM7EUt.jpg]

 سلام

تابستان بر شما مبارک

  دلتان به مانند گرمای تابستان

 عشقتان پُر شور

نوشته شده در شنبه 1393/03/31ساعت 12:13 توسط گیسو|

قانون تو تنهایی من است . . . .

و تنهایی من قانون عشق !

عشق ارمغان دل دادگیست . . . .

و این سرنوشت سادگیست ! چه قانون عجیبی . . . .

چه ارمغان نجیبی . . . . و چه سرنوشت تلخ و غریبی . . . .

که هربارستاره های زندگیت را،با دست های خود راهی آسمان پر ستاره کنی . . . .

 و خود در تنهایی و سکوت . . . .

با چشم های خیس از غرور ، پیوند ستاره ها را به نظاره نشینی . . . .

و خاموش و بی صدا . . . .

 به شادی ستاره های از تو گشته جدا ، دل خوش کنی . . . .

 و باز هم تو بمانی و . . . .

تنهایی و . . . .

دوری . . . . !

نوشته شده در شنبه 1393/03/31ساعت 11:42 توسط گیسو|

مرا کسی نساخت ، خدا ساخت . نه آنچنان که کسی می خواست ، که من کس نداشتم . کسم خدا بود ، کس بی کسان. زنده یاد دکتر علی شریعتی
نوشته شده در جمعه 1393/03/23ساعت 0:48 توسط گیسو|

 

sms veladate emam zaman اس ام اس و پیامک ویژه نیمه شعبان

   گـوش همه بر زمـزمه یارب مهدی(عج) است

  ای منتظران مژده که امشب شب مهدی(عج) است

 به اميد روزي که تمام متن ها  يک جمله باشد و آن : مهدي(عج) آمد

 این عید بزرگ برتمام دوستان ودوستداران آن امام تبریک باد

نوشته شده در پنجشنبه 1393/03/22ساعت 18:59 توسط گیسو|

ﮔﺎﻫﯽ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﻤﺎﻥ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺑﺮﺧﯽ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﺟﺎﯾﮕﺎﻫﯽ ﻣﯽ ﺑﺨﺸﯿﻢ ﮐﻪ ﻫﺮﮔﺰ ﻟﯿﺎﻗﺖ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ !!!

نوشته شده در پنجشنبه 1393/03/22ساعت 10:46 توسط گیسو|

من آنچه را احساس باید کرد

یا از نگاه دوست باید خواند

هرگز نمی پرسم هرگز نمی پرسم که :

 آیا دوستم داری ؟

قلب من و چشم تو می گوید به من : آری

 

فريدون مشيري

نوشته شده در چهارشنبه 1393/03/21ساعت 20:36 توسط گیسو|

مَردِ من فروردینی ست.

ای فروردینی ِ من ،

 آرزو دارم که همیشه مانند بهار دلت بهاری و شاد باشدوهیچگاه چشمانت ابری نشود.

 مانند تابستان عشقت همیشه گرم و سوزان باشدو هرگز گرمای آن فروکش نکند.

 مانند پاییز دلت رنگارنگ وشاد باشد و هیچ گاه خزان نداشته باشد.

 ومانند زمستان همیشه پاک و صادق وبدون کینه بمانی

 و هیچ وقت دلت به سان برف سرد و یخی نشود.

نوشته شده در چهارشنبه 1393/03/21ساعت 1:3 توسط گیسو|


آخرين مطالب
» پاییز مبارک...
»
» یا من اسمه دوا و ذکره شفا
» مادر دوستت دارم
» عید مبارک
» همه ی من!!!
» پیرمرد و زنش
» آه
» بیسکوییت های سوخته
» بهشت زیرپای کدامین مادر!!!

Design By : Pichak